![]() |
![]() |
|
|
اسلام(داستان, خاطره , اینترنت و...)
|
|
کد موزیک دیوار سنگی. این کد را در تنظیمات وبلاگ یا سایت وارد کنید. این موزیک را جوری تنظیم کرده ام که فقط یک بار وهر بار با اجازه ی کاربر فعال می شود.این هم کد موزیک :
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 17:27 توسط مرتضی |
|
|
راهنمای نوشتن و درج مطلب جدید در وبلاگ اولین هدف یک ابزار مدیریت وبلاگ، ایجاد محیطی آسان برای درج مطالب جدید و همچنین مدیریت نوشته های پیشین است. برای نوشتن مطالب جدید و یا ویرایش نوشته های پیشین در وبلاگ خود می بایست با نام کاربری و کلمه ی عبور خود در بخش اعضا ی سایت وارد شوید. پس از ورود به بخش مدیریتی وبلاگ، صفحه ای را خواهید دید که در سمت راست فهرستی از گزینه ها و امکانات مدیریتی نمایش داده شده است و مرکز صفحه نیز فرمی برای ثبت نوشته های جدید در وبلاگ نمایش داده خواهد شد. و در زیر این فرم می توانید فهرستی از آخرین عناوین نوشته های قبلی را ببینید. برای ورود یک نوشته ی جدید می توانید عنوان مطلب و متن کامل را وارد و دکمه ی ثبت و بازسازی وبلاگ را فشار دهید. لازم به ذکر است که ورود عنوان و یا حتی متن کامل الزامی است اما شما می باست حداقل یکی از آن ها را پر کنید. الف- ثبت موقت و عدم نمایش نوشته ها در وبلاگ گاهی اوقات ممکن است که نویسنده ی وبلاگ نیاز به ثبت موقت یک مطلب و یا تمایل به عدم نمایش مطلب خاصی در وبلاگ داشته باشد . به طور مثال ممکن است تایپ مطلب پایان نیافته باشد و یا نیاز به نمایش مطلب در روزهای آتی باشد. در چنین شرایطی می توانید گزینه ی ثبت موقت و عدم نمایش در وبلاگ را انتخاب کنید. در چنین شرایطی مطلب پس از ثبت در وبلاگ، نمایش داده نخواهد شد و نویسنده می تواند در زمان دیگری این مطلب را ویرایش و گزینه ی عدم نمایش را غیر فعال کند. این گزینه به خصوص برای کسانی که مطالب روزهای آتی وبلاگ خود را قبلاً می نویسند بسیار کاربرد دارد. ب- تنظیم زمان و تاریخ ثبت و ارسال یک مطلب در بلاگفا به صورت پیش فرض، تاریخ تنظیم و ارسال مطالب پس از ثبت آن و با توجه به زمان حاضر و منطقه ی زمانی ثبت می شود. با این حال نویسنده می تواند با انتخاب لینک «ویرایش تاریخ و زمان ارسال مطلب»تاریخ تنظیم مطالب را تغییر دهد. ویرایش تاریخ و زمان تنظیم مطلب می تواند برای کاربرانی که قصد تغییر سرویس دهنده ی وبلاگ خود به بلاگفا را دارند و مایل به حفظ تاریخ زمان نوشته های قبلی خود هستند، مفید واقع شود. ج- ویرایش رنگ ، اندازه و یا فونت متن ها کاربران بلاگفا می توانند از ویرایشگر خاصی که برای ویرایش متون در نظر گرفته شده است برای تنظیم رنگ ، اندازه و نحوه ی نمایش متون استفاده کنند. آیکون هایی در نوار بالای ویرایشگر نمایش داده شده است که شرح عملکرد هر یک را می توانید با بردن اشاره گر ماوس بر روی آن بخوانید. د- چگونگی درج پیوند ( لینک ) در میان نوشته ها برای درج پیوند (لینک) در بین نوشته ها می توانید از امکاناتی که ویرایشگر متون بلاگفا آن را فراهم می کند استفاده کنید. پس از تایپ عنوان پیوند، آن را با کلید (Shift + Arrow key) و یا با ماوس انتخاب کنید. حالا آیکون افزودن لینک را از نوار ابزار انتخاب کنید. َفرمی نمایش داده خواهد شد و می تواند آدرس اینترنتی (URL) پیوند را آن جا وارد کنید. ه- مشاهده ی آمار بازدیدکنندگان وبلاگ برای مشاهده ی آمار بازدیدکنندگان وبلاگ در بلاگفا، ساده ترین کار استفاده از ابزارهای آماده و رایگان می باشد. کافیست در یکی از سایت های سرویس دهنده ی آمار، ثبت کنید و کد دریافتی را در وبلاگ خود قرار دهید. کد دریافتی معمولا به صورت چند خط ار کدهای جاوا اسکریپت می باشد و برای درج آن در وبلاگ خود در بلاگفا می توانید از دو شیوه استفاده کنید. روش ساده تر و پیشنهاد ما استفاده از امکان بخش ویژه ای است که در بخش تنظیمات بلاگ قرار دارد و کافیست کد دریافتی را در ورودی «اسکریپت ها و کدهای اختصاصی کاربر برای درج در وبلاگ» قرار دهید. به این ترتیب بدون نیاز به درگیری با مسائل فنی و ویرایش قالب وبلاگ، می توانید از این امکانات استفاده کنید. توجه کنید برای استفاده از این شیوه نیاز به استفاده از قالب های پیش فرض بلاگفا و یا قالب هایی دارید که با توجه به امکانات نسخه ی جدید بلاگفا تهیه شده باشد. در این قالب ها کد<-BlogCustomHtml-> در نظر گرفته شده است. اما شیوه ی دیگر برای درج کدها، ابزارهای آماری ویرایش مستقیم قالب وبلاگ و درج کدهای خاص در بخشی از قالب وبلاگ است. معمولا استفاده از چنین شیوه ای نیاز به درک مقدماتی از HTML و طراحی صفحات وب دارد. در زیر برخی از سایت های ارائه کننده ابزارهای رایگان آمار بازدیدکنندگان، معرفی شده است. بلاگفا تعهد و مسئولیتی در برابر سرویس این سایت ها ندارد و لیکن فعالیت و سرویس این سایت ها در زمان تهیه ی مطلب ادامه داشته است: 1- سایتwebgozar.com: سایت ارائه کننده ابزارهای آمار بازدیدکنندگان و برخی امکانات دیگر در محیطی فارسی(صفحه ی ثبت نام). 2- سایت webstats4u.com : یکی از معروف ترین ابزاری آماری که زبان اصلی سایت انگلیسی می باشد. (صفحه ی ثبت نام). 3- سایت sitemeter.com : ارائه کننده ی ابزار آمار بازدیدکنندگان که زبان اصلی سایت انگلیسی می باشد. (صفحه ی ثبت نام). |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 6:5 توسط مرتضی |
|
|
کد سرود یابن الزهرا با پسوندwma. قابل پخش در وبلاگ و سایت. کد زیر را در قالب وبلاگ یا تنظیمات وبلاگ یا سایتتان وارد کنید.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 13:32 توسط مرتضی |
|
|
دوستان! اگر مایلید هر روز یک حدیث در وبلاگتان داشته باشید به این آدرس مراجعه کرده وکد موجود را در تنظیمات وبلاگ خود جای دهید. در ضمن دوماه عزاداری مورد قبول و حلول ماه ربیع الاول مبارک باد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 21:8 توسط مرتضی |
|
|
مسافران به راه افتادند وپس از طي مسافت زيادي با تحمل زحمات زيادي بالاخره به مشهد مقدس رسيدند وهركدام به زيارت وسياحت پرداختند. روزهاي آخر سفرهم سوعاتي هايي را كه بدرقه كنندگان اعم از بستگان ودوستان درخواست كرده بودند يك يك خريدندو بار سفر بستند وبه سوي اصفهان برگشتند. هنگامي كه مقدار زيادي از مشهد مقدس فاصله گرفتند ناگهان يادشان آمد كه اي واي ديدي چه شد؟ چيزي كه به مرد نابينا وعده داده بودند ؛يعني قدري از خاك حرم امام رضا(ع) را فراموش كرده اند كه بردارند! نمي دانستند چكار بكنند. چون از مشهد فاصله ي زيادي گرفته بودند وامكان برگشتن هم وجود نداشت. به ناچار دل را به دريا زدند وگفتند شايد آن بنده ي خدا فراموش كرده باشد. وقتي كه به اصفهان رسيدند به حسينيه اي رفتند تا مردم بتوانند به ديدن آن ها بروند. همه آمدند وهركسي چيزي مي گفت تا نوبت به مرد نابينا رسيد او بعد از احوال پرسي وخوش وپش اولين چيزي كه پرسيد خاك حرم امام رضا(ع) بود. زائران مات ومتحير مانده بودند كه چكار كنند. با خود گفتند چاره اي نيست او هم كه نابيناست ومتوجه نمي شود. فرش حسينيه را كنار زده وقدري از خاك زير فرش هاي حسينيه برداشته وبه جاي خاك حرم امام رضا(ع) به وي دادند. نابينا خاك را گرفت وبر روي چشم هاي خود قرار داد. با كمال ناباوري ناگهان چشم هايش بينا شد. آري اين خاك فقط به نام مبارك امام رضا(ع) متبرك شده بود اما كار خود را كرد. «حجة الاسلام رضايي مشهدي» |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:14 توسط مرتضی |
|
|
- ياران ! من براى شما چگونه پيامبرى بودم ؟ آيا همراه شما نجنگيدم ؟ آيا دندان پيشينم شكسته نشد؟ پيشانى ام شكسته نشد؟ آيا خون بر صورتم جارى نگرديد و محاسنم با خون رنگين نشد؟ آيا متحمل سختي ها نشدم و سنگ بر شكم نبستم تا غذاى خود را به ديگران بدهم ؟ - راستى چنين بوديد. چه سختي ها كشيديد ولى تحمل كرديد و در راه نشر حقايق از هيچ گونه تلاش و كوششى كوتاهى نفرموديد. خداوند بهترين اجر و پاداش را به شما مرحمت كند. آن گاه پيامبر فرمود: - خداوند عالم ، سوگند ياد نموده كه از ظلم هيچ ظالمى نگذرد. شما را به خدا هر كس حقى بر من دارد و يا به كسى ستم روا داشته ام حقش را بگيرد. چون قصاص در اين دنيا نزد من بهتر از كيفر آن دنياست كه آن هم در مقابل فرشتگان و پيامبران انجام خواهد گرفت . در اين هنگام مردى به نام سوادة بن قيس از آخر مجلس برخاست و عرض كرد: يا رسول الله ! پدر و مادرم به فدايت ! وقتى كه از طائف برگشتى ، من به پيشوازتان آمدم . شما بر شتر غضباى خود سوار بودى و عصاى ممشوق به دست داشتى . همين كه عصایت را بلند كردى كه بر شتر بزنى به شكم من خورد. نفهميدم از روى عمد بود يا خطا. فرمود: به خدا پناه مى برم . هرگز عمدا نزده ام . سپس فرمود: - بلال ! به منزل فاطمه برو و عصاى ممشوق را بياور. بلال از مسجد بيرون آمد و در كوچه هاى مدينه فرياد مى زند: مردم ! هر كس حق و قصاصى بر گردن دارد، پيش از روز قيامت پرداخت كند و اكنون پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله خود را در معرض قصاص قرار داده و حقوق مردم را پيش از روز رستاخيز مى پردازد. بلال در خانه ی فاطمه عليهاالسلام را زد و به ايشان گفت : - پدرت عصاى ممشوق را مى خواهد. فاطمه عليهاالسلام فرمود: - بلال ! پدرم عصاى ممشوق را براى چه مى خواهد؟ امروز نيازى به عصا نيست . زيرا پدرم اين عصا را در روزهاى سفر همراه خود مى برد. - اى فاطمه ! آيا نمى دانى كه اكنون پدرت در بالاى منبر است و با مردم خداحافظى مى كند. فاطمه عليهاالسلام فرياد كشيد و اشك از ديدگانش فرو ريخت و فرمود: - اى واى از اين غم و اندوه ! اى پدر! پس از تو چه كسى به حال فقرا و بيچارگان مى رسد و پس از تو به كه پناه برند؟ اى حبيب خدا! محبوب دل ها! سپس عصا را به بلال داد. بلال عصا را خدمت پيامبر گرامى رساند. حضرت فرمود: - آن پيرمرد كجاست ؟ - پيرمرد از جا برخاست و گفت : - اين منم يا رسول الله ! پدر و مادرم به فدايت . فرمود: جلو بيا و مرا قصاص كن تا راضى شوى . پيرمرد: پدر و مادرم فداى تو باد. شكمت را باز كن ! پيامبر پيراهنش را از روى شكم كنار زد. پيرمرد: اجازه مى دهيد لب هايم را بر شكم مباركتان بگذارم و بوسه اى بردارم . حضرت اجازه داد. پيرمرد شكم پيامبر را بوسيد و گفت : سوادة : يا رسول الله بخشيدم . پيامبر صلى الله عليه و آله : خدايا! سوادة بن قيس را ببخش ، چنان كه او پيامبر تو، محمد را ببخشيد. «بحارالانوار- ج 75 - ص 28». |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 22:21 توسط مرتضی |
|
|
کد یک موزیک حماسی که نامش را گذاشتم یاد برای سایت و وبلاگ مثل تواشیح بالا با پسوندmp3.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 22:15 توسط مرتضی |
|
|
گاه آن حضرت مالي را قرض گرفته و در راه خدا زكات يا صدقه مي دادند و از اين رو در اثر بخشندگي فوق العاده به هنگام مرگ ديوني داشتند كه بعداً ادا شد. «بيدارترين سردار- استاد ولي - ص46-47» |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 20:49 توسط مرتضی |
|
|
مرد ديگري است بنام عمروبن جموح ، اتفاقا يك پايش لنگ بود ، و به حكم قانون اسلام جهاد از اين آدم برداشته شده بود ( ليس علي الاعرج حرج ). جنگ احد پيش آمد ، اين مرد چند پسر داشت ، پسرهايش سلاح پوشيدند ، گفت : من هم بايد بيايم شهيد بشوم ، پسرها مانع شدند گفتند: پدر! ما مي رويم ، تو در خانه بمان ، تو وظيفه نداري ، تو چرا مي خواهي به جهاد بيايي ؟ پيرمرد قبول نكرد ، رفتند سران فاميل را جمع كردند كه مانع پيرمرد بشوند ، هر چه گفتند پيرمرد گوش نكرد . گفتند: ما نمي گذاريم تو بروي ، پيرمرد آمد خدمت پيغمبر اكرم گفت: يا رسول الله ! اين چه وضعي است ؟ چرا مسلح شد و آماده جهاد گشت . وقتي كه آمد ميدان جنگ ، يكي از پسرهايش چون مي ديد پدر ناتوان است و نمي تواند خوب كرو فر بكند مراقب پدر بود ، ولي پدر بي پروا خودش را به قلب لشكر مي زد تا بالاخره شهيد شد ، يكي از پسرهايش هم شهيد شد . احد، نزديك مدينه است ، مسلمين در احد وضع ناهنجاري پيدا كردند ، خبر رسيد به مدينه كه مسلمين شكست خورده اند ، زن و مرد مدينه بيرون دويدند ، از جمله ی آن ها زن همين " عمر و بن جموح " بود . اين زن رفت جنازه هاي شوهرش و پسرش و برادرش را پيدا كرد ، هر سه جنازه را بر شتري كه داشتند و اتفاقا " شتر قوي هيكلي هم بود بار كرد و آورد كه در مدينه در بقيع دفن كند . ولي متوجه شد كه اين حيوان با ناراحتي به طرف مدينه مي آيد ، مهار شتر را به زحمت مي كشيد ، قدم قدم ، يك پا يك پا مي آمد ، در اين بين زن هاي ديگر ، و از آن جمله عايشه؛ همسر پيغمبر مي آمدند به طرف احد. عايشه پرسيد: از كجا مي آيي ؟ گفت: از احد. گفت : بار شترت چيست؟ آن زن با خونسردي تمام گفت جنازه ی شوهرم و جنازه ی يكي از پسرهايم و جنازه ی برادرم است ، مي برم در مدينه دفن كنم . گفت قضيه چه شد ؟ گفت الحمد لله به خير گذشت ، جان مقدس پيامبر اكرم سلامت است . " و رد الله الذين كفروا بغيظهم " و خداوند شر كفار را كوتاه كرد و آن ها را در حالي كه آكنده از خشم بودند برگرداند . و چون جان مقدس پيغمبر سالم است ، همه ی حوادث هيچ است. بعد گفت ولي داستان اين شتر من عجيب است ، مثل اين كه ميل ندارد به مدينه بيايد ، به طرف مدينه كه مي كشم نمي آيد ، به زحمت و قدم قدم حركت مي كند ولي به طرف احد كه مي خواهم بروم به سرعت و آساني حركت مي كند ، در حالي كه بايد رو به آخورش تندتر بيايد ، بر عكس رو به احد كه دامنه ی كوه است ، تندتر مي آيد . عايشه گفت: پس بهتر است با هم برويم حضور رسول اكرم . وقتي كه در احد به حضور رسول اكرم رسيدند، عرض كرد: يا رسول الله! داستان عجيبي دارم اين حيوان را رو به طرف مدينه كه مي كشم به زحمت مي آيد ، اما به طرف احد آسان مي آيد ! فرمود : آيا شوهر تو وقتي كه از خانه بيرون آمد حرفي هم زد ؟ گفت: يا رسول الله! يك جمله گفت. - چه گفت ؟ - از خانه كه بيرون شد ، دست ها را به دعا برداشت و گفت: خدايا! مرا ديگر به اين خانه بر مگردان ! - همين است ، دعاي شوهرت مستجاب شده ، دعا كرده كه خدا او را به خانه بر نگرداند . بگذار بدن شوهرت همين جا باشد با شهداي ديگر در احد دفن بشود . همه ی شهدا را در احد دفن مي كنيم شوهرت را هم همين جا دفن مي کنیم. «قیام وانقلاب مهدی- شهید مطهری به نقل از سفینة البحارج2ص259» |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 21:57 توسط مرتضی |
|