![]() |
![]() |
|
|
اسلام(داستان, خاطره , اینترنت و...)
|
|
اون روز از طرف بهداشت، چندنفر پرستار زن ومرد آمده بودند تابچه های مدرسه ی حمید راواکسن بزنند. مدیر مدرسه به بچه ها گفته بود که برای واکسن زدن آماده بشوند. بچه ها داخل کلاس از سروکول هم بالا می رفتند وبعضی ها نگران بودند واز آمپول زدن می ترسیدند. یکی ازبچه ها به شوخی گفت: من که واکسن نمی زنم . مدیر مدرسه که داشت دراطراف کلاس ها قدم می زد، این حرف راشنید و آمد توی کلاس وبه دانش آموزی که این حرف را زده بودتذکر دادکه ديگه اين حرف ها راتکرارنکند. حمید همین طوری که داشت به شیطنت بچه ها نگاه می کرد رفت توی فکر که خدایا اگرخانم بخواهد من را واکسن بزند چکارکنم؟ درهمین هنگام به يادحرفهای معلم دينی وديگران درباره ی محرم ونامحرم افتاد. اوامروزخودش را درمقابل یک امتحان بزرگ می دید که باید تصمیم خودش رابگیرد وپایش را بگذارد جای پای آدمهای خوب ویک تصميم جانانه بگيرد ونشان بدهد که اوهم یک مسلمان واقعی است! وقتی فهمید پنج تاخانم ودوتا آقا آمدند تابچه هارا آمپول بزنند تصمیم خودش را گرفت ویک مرتبه محکم زد روی نیمکتش وباصدای بلند به همکلاسی هایش گفت : والله قسم اگرزن بخواهد منو واکسن بزنه نمی ذارم! مدیر مدرسه آمد وبچه ها را به صف کرد ویکی یکی آنها را به طرف نمازخانه ی مدرسه راهنمایی کرد. شايد کمتر کسی از بچه ها به موضوعی که برای حمید خیلی مهم بودفکر می کرد ولی حمیدکه داشت طرح خودش را پیاده می کرد ، باخودش گفت درسته که من هنوز بالغ نشدم ولی بالاخره نزدیک بلوغ که هستم ومی خوام بزودی مرد بشم ، پدرم می گه وقتی که مرد هست ومی تونه آمپول بزنه بدون اين که تماسی بین زن ومرد برقراربشه چه دلیلی داره که زن آمپول بزنه؟ تاوارد نمازخانه ی مدرسه شد دید آمپول زن های خانم وآقا ، دارندیکی يکی بچه هارا آمپول می زنند. یکی از خانمها آمپول آماده ای در دستش گرفته بود وبه حمید گفت: "بیا عزیزم من آروم می زنم همچین که اصلا دردت نگیره !" حمید به آن خانم توجهی نکرد ویک راست رفت طرف آقایی که آماده بود تا اورا آمپول بزند. آقای آمپول زن که فکر می کرد حمید ازآمپول می ترسد به اوگفت: "بیا پسرم تا یک آمپول سفارشی برات بزنم!" حمید خندید وباخوشحالی انگارگمشده ی خودش را پیداکرده باشد با خیال راحت آستینش را برای آمپول زدن آماده کرد. انگاردرد آمپول هم برایش لذت بخش بود آخر او به هدفش رسیده بود ووجدانش راحت راحت بود. ولی اصلا فکر نکرده بود که این کاراینقدراحت باشد! آن روز وقتی حميد به خانه رسيد اين شيرين کاری خودش را برای مادروپدرش نقل کرد آنها نمی دانستند اين نوجوان ازکجا اين حرف های گنده گنده رايادگرفته است؟ ولی من به اين می گویم همان فطرت دست نخورده. مادرش به پدرش يادآوری کرد که وقتی حميد سه چهارسالش بيشتر نبودیک روز پدرش برای زدن آمپول به درمانگاه محل رفته بود بعد که برگشت برای مادرش این جوری تعریف کرد که وقتی رفتم درمانگاه آمپول بزنم توی یک اتاق ، یک خانوم آمپول زن بود وتوی یک اتاق هم یک آقای آمپول زن و انگار اصلا برای مردم مهم نبود که مردها رو زن آمپول بزنه وزنها رو مرد، ولی من خیلی سعی کردم که هرجورشده نگذارم خانوم منو آمپول بزنه وبا این که سرخانومه خلوت تربود ولی من منتظرماندم تا سرآقایه خلوت بشه واون منو آمپول بزنه وبالاخره هم موفق شدم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 8:52 توسط مرتضی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 11:11 توسط مرتضی |
|
|
شیعیان ما را به مواظبت نمودن نماز اول وقت امتحان نمایید. در روایتی نقل شده است که حضرت عزرائیل (ع) فرمود: « هر کس بر نماز اول وقت مواظبت نماید من خودم هنگام مرگ شهادتین را بر زبانش جاری می سازم. خودم شیطان را از او دور می سازم.» ثواب نماز جماعت روزی بعد از نماز ظهر جبرئیل(ع) با هفتاد هزار ملک بر پیامبر- صلی الله علیه و آله- نازل شد و عرض کرد: پروردگارت ترا سلام می رساند و دو هدیه برایت فرستاده « مضمون روایت»: یکی سه رکعت نماز وتر(دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر که بعد از نماز شب خوانده می شود) و دیگری نماز جماعت. پیامبر- صلی الله علیه و آله- فرمودند: ثواب نماز جماعت چه قدر است؟ جبرئیل(ع) عرض کرد: اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت او ثواب صد و پنجاه رکعت و اگر دو نفر ثواب ششصد رکعت. همین طور اگر ده نفر شوند ثواب هر رکعت برای هر کدام هفتاد و شش هزار و هشتصد رکعت(76800) به حساب می آید. بنابراین ثواب یک جماعت ده نفره را به صورت زیر می شود محاسبه کرد: نماز صبح( صد و پنجاه و سه هزار و ششصد رکعت) 153600=2×76800 نماز ظهر( سیصد و هفت هزار و دویست رکعت) 307200=4×76800 نماز عصر( سیصد و هفت هزار و دویست رکعت) 307200=4×76800 نماز مغرب( دویست و سی هزار و چهارصد رکعت) 230400=3×76800 نماز عشا( سیصد و هفت هزار و دویست رکعت) 307200=4×76800 ثواب چماعت 10 نفره در یک روز برای یک نفر( یک میلیون و سیصد و پنج هزار و ششصد رکعت) 1305600 ثواب جماعت 10 نفره در یک ماه( سی و نه میلیون و صد و شصت و هشت هزار رکعت) 39168000=30×1305600 ثواب جماعت ده نفره در یک سال( چهارصد و هفتاد میلیون و شانزده هزار رکعت) 470016000=12×39168000 ثواب نماز به صورت فرادی ثواب در یک روز: هفده 17=4+3+4+4+2 ثواب در یک ماه : پانصد و ده 510=30×17 ثواب در یک سال : شش هزار و صد و بیست رکعت6120=12×510 ضرر کسی که یک روز به جماعت حاضر نمی شود ( یک میلیون وسیصد و پنج هزار و پانصد و هشتاد و سه رکعت) 1305583=17- 1305600 حال خود ضرر در یک سال و حتی یک عمر را حساب کنید. چنان چه نماز جماعتی بیش از 10 نفر تشکیل گردد، اگر جن ، انس و ملائک نویسنده و همه ی درخت ها قلم و دریا ها مرکب شوند، نمی توانند حتی ثواب یک رکعت آن را محاسبه نمایند. «عروه الوثقی باب نماز جماعت» خواهشمندیم در صورت امکان این مطلب را تکثیرنموده و در عمل به مضامین آن کوتاهی نفرمایید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 20:5 توسط مرتضی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 15:25 توسط مرتضی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 19:33 توسط مرتضی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 18:6 توسط مرتضی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 8:27 توسط مرتضی |
|
|
کد سخنرانی در طلائیه با نام سربندهای فراموش شده با صدای حاج آقا مهدوی بیات با پسوندwma برای وبلاگ و سایت شما. این کد را در تنظیمات وبلاگ یا سایت خود وارد کرده و لذت آن را ببرید:
برای دانلود هم این جا را کلید کنید: |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 16:36 توسط مرتضی |
|
|
کد سرود بسیار زیبای ملاممدجان. با صدای استاد دکتر محمد اصفهانی باپسوندmp3به صورت اتوماتیک با بارگیری سایت یا وبلاگ روشن شده و یک بار تکرار می شود.این هم کد این سرود:
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 19:24 توسط مرتضی |
|
|
آن اسوه ی تقوی و فضیلت در یکی از سفر هایی که به زنجان رفته بود، از بزرگ آن شهر، متعه طلب نمود. آن شخص در صدد بر آمد لکن زنان، بدون عذر، از صیغه شدن عذر خواهی ورزیدند. وقتی کسی را نیافت و از طرفی مصمم بود که خواسته ی شیخ را برآورده سازد؛ دختر جوان خود را که بسیار زیبا و دلربا بود به انواع زینت ها وتجملات آراست و به خانه ی شیخ فرستاد. همین که شیخ وارد منزل شد و آن دختر را با آن حسن و جمال دید که در گوشه ی اتاق نشسته، تعجب نمود. از او پرسید: - دختر کیستی؟ - دختر فلانی.( همان شخصی که آقا از او صیغه طلب نموده بود!) - اکنون به رضا و رغبت خود به عقد موقت شیخ در می آیی؟ - آری. - چه شده که تو با این حسن و جمال هنوز به خانه ی شوهر نرفته ای؟ - من کسی را طالب بودم که پدرم از آن ازدواج امتناع داشت و کسانی را که پدرم میل داشت من راضی به ازدواج با آنان نشدم، لذا مجرد مانده ام. - آن کسی را که دوست داشتی کجاست؟ - در فلان مکان است. - اکنون می خواهی به عقد او در آیی؟ - فعلاً بناست به عقد شیخ در آیم و همین مایه ی افتخار من است. شیخ متوجه شد هنوز به آن شخص میل دارد، لذا دستور داد پدر دختر راحاضر کردند. سپس دستورداد شخص مورد نظر را که نسبت به این دخترعشق می ورزیده و ابراز علاقه می کرده، احضار نمودند و آن دختر را همان شب به عقد او در آورد و حکم فرمود که حجله ای را برای زفاف ایشان تعیین نمایند و آن دختر را تسلیم آن مرد نموده و عملاً نشان داد که امیر شهوت است نه اسیر آن و نیز این حقیقت را آشکار نمود که صلاح و مصلحت دین و جامعه را بر تمایلات خود مقدم می دارد. « ره یافتگان ص 167 به نقل از قصص العلماء تنکابنی ص 197». با دقت در اين آيه ي شريفه:« و أنكحوا الأيامي منكم و الصالحين من عبادكم و إمائكم إن يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله و الله واسع عليم» (سوره ي نور (24) آيه ي 32) يعني: زنان و مردان مجرد خود و بردگان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد. اگر تنگدست باشند خداوند آن ها را به فضل خويش بي نياز خواهد كرد و خدا گشايشگر داناست. اين واقعيت بارز و آشكار مي گردد كه آن چه از ديدگاه اسلام بسيار مهم و اساسي است زن و شوهر دادن دختران و پسران و مردان و زنان بدون همسر است، نه چند زني. همه ي افراد كه در اطراف خود چنين اشخاص مجرد را مي شناسند، بايد پا در مياني كرده، با كمك هاي مالي و غيره آن ها را به هم برسانند تا جامعه سالم و پاك بماند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم خرداد 1387ساعت 18:49 توسط مرتضی |
|
|
کد سرود بسیار زیبای مهدی بیا برا ی وبلاگ شما.با پسوند wma این کد را در تنظیمات سایت یا وبلاگ خودتان وارد کنید و از آن لذت ببرید.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم خرداد 1387ساعت 18:47 توسط مرتضی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم.
می خواهم از این فضای آزادی که دستاورد خون پاک و مطهرشهیدان گلگون کفن ماست پلکانی برای پرواز اندیشه ها بسازم وهر آن چه برای همگان مفید است را در این وبلاگ بیافرینم. دوست دارم مطالب ارزشمند را مجانی در اختیار دانش پژوهان قرار دهم وثابت کنم که اسلام مدافع نشر حقایق وعلوم به همگان است.شما هم مرا در این مهم یاری کنید. اشکال نکنید که وبلاگ چه ربطی به شهدا دارد!؟ چون در جوابتان می گویم: وبلاگ نباید خلاف قانون ایران باشد واین آزادی موجود در قانون دستاورد خون پاک شهیدانمان است. والسلام علیکم ورحمه الله. |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|