تبليغاتX
فرافن - بایدها و نبایدها در نوآوری و شکوفایی

فرافن

اسلام(داستان, خاطره , اینترنت و...)

سلسله مباحث حجت الاسلام مهدی شیخ الاسلامی(۱)

حجت الاسلام مهدی شیخ الاسلامی در حالی وارد سال 1387 شدیم که این سال از سوی مقام معظم رهبری؛ حضرت آیة الله خامنه ای- مد ظله العالی- با نام نوآوری و شکوفایی مزین گردیده است.

ایشان در پیام نوروزی خود چنین فرمودند:

« یکی از دو انتظار من در سال 1387، نوآوری در بخش های مختلف و دستگاه های گوناگون اجتماعی، اقتصادی و خدماتی کشور از جمله در دیپلماسی، حرکت به سمت علم و تحقیق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه ی خدمات به همه ی قشرها به خصوص قشرهای محروم و در آبادانی کشور است.»

رهبر انقلاب اسلامی افزودند:

« انتظار دوم در سال جاری این است که فعالیت هایی که در سال های گذشته انجام شده و کارهایی که دولت در سال های اخیر انجام داده، به نتیجه و شکوفایی برسند و کام مردم از نتیجه ی این فعالیت ها و تلاش ها شیرین شود بنابراین امسال را سال نوآوری و شکوفایی می نامم

هم چنین در آستانه ی ورود به دهه ی چهارم انقلاب اسلامی هستیم که از سوی معظم له با دوشاخص عدالت و پیشرفت ممتاز گردیده است.

ایشان در بیانات بسیار مهم خود در روز اول فروردین سال 1387 در تبیین این دو شاخص چنین فرمودند:

« برای ورود به دهه ی چهارم انقلاب اسلامی، کشور نیازمند به دو شاخص بسیار مهم پیشرفت و عدالت است.»

معنای لغوی

قبل از تبیین بایسته ها و نبایسته های نوآوری و شکوفایی، معنای لغوی و اصطلاحی این دو واژه را توضیح می دهیم.

واژه ی لاتین نوآوری یا ابداع «INTRODUCTION» می باشد. نوآوری کلمه ای است مرکّب و حاصل مصدرکه در زبان فارسی به عمل فردی که به نوآوری می پردازد، اطلاق می گردد. مترادف این کلمه، علاوه بر ابداع،  ابتکار وبدعت گذاری می باشد. «فرهنگ لغت دهخدا».

نوآوری در اصطلاح برگرفته از همان معنای لغوی وبه معنای ارائه ی روش های نوین با تکیه به اندیشه ی ایرانی وبا استفاده از تجربیات ، علوم ودانش های ایرانی اسلامی وجهانی است.

شکوفایی که واژه ی لاتین آن« EFFLORESCENCE»می باشد در زبان فارسی به معنای شکفتن وبازشدن گُل وغنچه اطلاق می گردد. هنگامی که می گوییم گُل شکفت ؛ یعنی غنچه باز شد وبه ثمر نشست. حافظ شیرین سخن در این باره می گوید:

صبح دم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت:

ناز کم کن که بسی چون تو درین باغ شکفت.

وشیخ اجل؛ سعدی شیراز نیز می گوید:

دریغا که بی ما بسی روزگار

بروید گل وبشکفد نوبهار

هم چنین به شکوفه ای که به حد گل برسدُ می گویند شکفت که نتیجه ی آن به سرمنزل مقصود رسیدن هرچیز و ثمر دادن آن است. «فرهنگ لغت دهخدا»

منظور از شکوفایی به بار نشستن و نتیجه دادن می باشد.

اقسام نوآوری : نوآوری بر دو قسم است؛ یکی پیدا کردن روش های جدید، نو و تازه برای ارائه ی هرچه بهتر خدمات در عرصه های مهم اقتصادی، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و در یک کلمه در اداره ی کشور و دیگری اجرا نمودن احکام متروک در میان جامعه، اصلاحات و مبارزه با خرافات ، رسم و رسوم و عادت غلط که هدف بزرگ همه ی پیامبران، امامان؛ مخصوصا امام زمان- عجّل الله تعالی فرجه- به عنوان یک مصلح و انقلابی بزرگ و رهبران دینی و سیاسی جامعه می باشد.

اصلاحات امام زمان- عجّل الله تعالی فرجه- آن قدر جامع و فراگیر است که اشخاصی که با آن اصول و ارزش ها آشنایی ندارند و از آن ها دور افتاده اند، با دیدن اسلام اصیل و تغییرات و تحولات در دین مبین اسلام، می گویند او دین تازه و جدیدی آورده است!

در قرآن از زبان حضرت شعیب- علیه السلام- نقل می فرماید که به مردم لجوج خود که دچار انحرافاتی چون بت پرستی ، کم فروشی وتقلب در معاملات خویش شده بودند و حاضر نبودند رفتار خود را اصلاح کرده و از کارهای نادرست خویش دست

بردارند، گفت: من جز اصلاح تا آن جا که توانایی دارم، نمی خواهم.«هود(11)88».

این همان هدفی است که تمام رهبران الهی آن را تعقیب می کردند ؛ اصلاح عقیده ، اصلاح عمل ، اصلاح روابط و نظام های اجتماعی.

وقتی می گوییم نوآوری هر دو قسم مورد نظر می باشد.

نوآوری و شکوفایی در طبیعت: هیچ چیز در طبیعت تکراری و تقلیدی نیست، بلکه همه چیز نو، تازه و جدید است. گرچه بهار و سایر فصول هر سال تکرار می گردد، ولی هرگز یک درخت میوه هایش قدیمی وکهنه نیست، بلکه همه ی میوه ها و محصولات، نو وتازه هستند. طراوت و شادابی فصل بهار با شکوفه های زیبا و دل نوازش، گرمای تابستان با میوه های شیرین و لذیذش، پاییز برگ ریز با رنگ های دل انگیزش و زمستان سرد با لباس سفیدش همه نشانه ای از حکمت پروردگار و نمونه ای بارز از نوآوری و شکوفایی می باشد.

نوآوری و تقلید: هرگاه سخن از نوآوری است باید بدانیم که دسترسی به این امر مهم در گرو ترک تقلید کورکورانه و پیدا کردن راه کارهای جدید و نو می باشد. این امر میسر نمی شود مگر در صورتی که خود را باور کرده وبه قول امام راحل و رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی باور کنیم که «ما می توانیم». اما رجوع جاهل به حکم به متخصص وکارشناس از این مقوله یعنی تقلید کورکورانه خارج است. پس تقلید از مراجع عظام تقلید ؛ چون پیروی جاهل از عالم و رجوع غیر متخصص به متخصص می باشد امری است که نه تنها از نظر عقل درست و پسندیده است، بلکه ضروری و لازم نیز می باشد.

پیامبران و نوآوری و شکوفایی

همه ی پیامبران الهی با جهل وخرافات مبارزه می کردند و بدین سان آنان نوآوران جامعه ی خویش بودند. در این رابطه قرآن می فرماید: وَ لَقَدْ أَرْسلْنَا مُوسى بِئَايَتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَك مِنَ الظلُمَتِ إِلى النُّورِ«ابراهیم(14)5»: ما موسى را با آيات خود فرستاديم (و دستور داديم ) قوم خود را از ظلمات به نور بيرون آر.

در فرازی از خطبه ی اول نهج البلاغه در باره ی نقش پیامبران در نوآوری وشکوفایی می خوانیم:

وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ.«خطبه ی اول نهج البلاغة»

یکی از مهم ترین اهداف بعثت پیامبران این است که آنان گنجينه هاى دانش را كه در درون عقل ها نهفته است براى او آشكار می سازند چرا كه دست قدرت پروردگار، گنجينه هاى بسيار عظيم و گران بها در درون عقل آدمى نهاده كه اگر كشف و آشكار شوند جهشى عظيم در علوم و دانش ها و معارف حاصل مى شود، ولى غفلت و تعليمات غلط و گناهان و آلودگي هاى اخلاقى، پرده هايى بر آن مى افكند و آن را مستور مى سازد. پيامبران اين حجاب ها را بر مى گيرند و آن گنجينه ها را آشكار مى كنند. «پیام امام ج1ص215»

از تعبيرات بسيار زيبا و حساب شده اى كه در اين كلام امام- عليه السلام- آمده است به خوبى استفاده مى شود كه دست قدرت خدا استعداد همه ی نيكي ها و خوشبختي ها را در نهاد آدمى گذارده است، در كوهسار وجود آن ها معادن گران بهايى نهفته شده و در دل هايشان انواع بذرهاى گل هاى معطّر معنوى و روحانى و ميوه هاى گوناگون فضايل انسانى پاشيده شده است. پيامبران، اين باغبان هاى بزرگ و آگاه الهى، اين بذرها را آبيارى و بارور مى سازند و اين معدن شناسان آسمانى، گنجينه هاى وجود او را استخراج مى كنند و نعمت هاى خداداى كه در وجود آن ها نهفته است و از قدر و قيمت آن غافلند به آن ها يادآورى مى كنند، مى فرمايد: «لِيَسْتَاْدُوهُمْ ميثاقَ فِطْريَةِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ... وَ يُثيرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُولِ».

بنابراين پيامبران چيزى به انسان نمى دهند كه در او نبوده است، بلكه آن چه دارد پرورش مى دهند و گوهر وجود او را آشكار مى سازند كه به گفته ی شاعر:

گوهر خود را هويدا كن، كمال اين است و بس

خويش را در خويش پيدا كن، كمال اين است و بس!

حتّى بعضى معتقدند تمام تعليماتى كه به انسان ها داده مى شود عنوان يادآورى دارد، چرا كه ريشه ی علوم در درون جان انسان ها نهفته است و معلّمان ـ اعم از پيامبران و پيروان خط آن ها ـ با تعليمات خويش، آن ها را از درون جان انسان ظاهر مى كنند. گويى علوم همچون منابع آب هاى زيرزمينى هستند كه با حفرچاه ها، بر سطح زمين جارى مى شوند.

تعبير به «تذكّر» در آيات قرآن (مانند: «لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ»، «وَذَكِّرَ فَاِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤمِنينَ» و...) نيز مى تواند گواهى بر اين معنا باشد. «پیام امام ج1ص205»

در مورد نوآوری پیامبراعظم- صلی الله علیه وآله- در قرآن با یک عبارت کوتاه به این مطلب اشاره شده است وآن هم کلمه ی «ضلال مبین«جمعه(62)2»: گمراهی آشکار است. این سخن موجز، بیانگر تمامی انحرافات عقیدتی و فکری آن زمان می باشد که رسول گرامی اسلام با دین اسلام واحکام حیات بخش آن همه ی آن خرافات و افکار کهنه و پوسیده را کنار زده و روح جدیدی در کالبد اجتماع آن زمان دمیدند.

روزگاری مورد سخن است که به آن عصر، «عصرجاهلیت» اطلاق می گردد واین نشانه ی نهایت دوری از نور وهدایت است که با دستان پر توان وارده ی مستحکم پیامبر اکرم- صلی الله علیه وآله- آنان از این جهل ونادانی نجات پیدا کردند.

نوآوری در قرآن

قرآن کریم در یکی از آیات نورانی و ملکوتی خود می فرماید:

يَسئَلُهُ مَن فى السمَوَتِ وَ الاَرْضِ كلَّ يَوْمٍ هُوَ فى شأْنٍ.«رحمن(55)29»

ترجمه: تمام كسانى كه در آسمان ها و زمين هستند از او تقاضا مى كنند، و او هر روز در شان و كارى است.

تمام موجودات زمینی وآسمانی، برای حیات واستمرار آن و افاضه ی لطف الهی لحظه به لحظه، سراغ او را گرفته و حیات خود را از او می طلبند. چرا چنين نباشد؟ در حالى كه همه فانيند و او باقى است ، نه تنها در پايان جهان همه ی كائنات جز ذات پاك پروردگار راه فنا مى پويند كه الآن نيز همه در برابر او فانى هستند، و بقایشان بسته به بقای او و مشيت او است ، و اگر لحظه اى نظر لطفش را از كائنات برگيرد فروريزند قالب ها!

با اين حال مگر كسى جز او هست كه اهل آسمان ها و زمين از وى تقاضا كنند؟!

تعبير به «يساله» به صورت «فعل مضارع» دليل بر اين است كه اين سؤ ال و تقاضا دائمى است ، و همگى به زبان حال از آن مبدأ فياض ‍ دائماً فيض مى طلبند؛ هستى مى خواهند، و حوائج خود را تمنا مى كنند، و اين اقتضاى ذات موجود ممكن است كه نه تنها در «حدوث» بلكه در «بقا» نيز وابسته و متكى به واجب الوجودند.

سپس مى افزايد: هر روز خداوند در شان و كارى است (كل يوم هو فى شان).

آرى خلقت او دائم و مستمر است ، و پاسخگوئى او به نيازهاى سائلان و نيازمندان نيز چنين است و هر روز طرح تازه اى ابداع مى كند.

يك روز اقوامى را قدرت مى دهد، روز ديگرى آن ها را بر خاك سياه مى نشاند، يك روز سلامت و جوانى مى بخشد، روز ديگر ضعف و ناتوانى مى دهد، يك روز غم و اندوه را از دل مى زدايد، روز ديگر مايه ی اندوهى مى آفريند، خلاصه هر روز طبق حكمت و نظام احسن ، پديده ی تازه و خلق و حادثه ی جديدی دارد.

توجه به اين حقيقت ، از يك سو نياز مستمر ما را به ذات پاك او روشن مى كند، و از سوى ديگر پرده هاى ياس و نوميدى را از دل كنار مى زند، و از سوى سوم غرور و غفلت را در هم مى شكند.آرى، او هر روز در شان و كارى است.

اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه «يوم» در اين جا به معنى روز در مقابل شب نيست ، بلكه هم دوران هاى طولانى را شامل مى شود، و هم ساعات و لحظات را، و مفهومش اين است كه خداوند متعال هر زمان در شان و كارى است.«اقتباس ازتفسير نمونه جلد 23 صفحه ی137»

نوآوری در روایات

1- در روايتى از امير مؤ منان؛ على- عليه السلام- مى خوانيم كه در يكى از خطبه هايشان فرمودند: الحمد لله الذى لا يموت و لا تنقضى عجائبه لانه كل يوم هو فى شان من احداث بديع لم يكن. «حمد و ستايش ‍ مخصوص خداوندى است كه هرگز نمى ميرد، و شگفتي هاى خلقتش ‍ پايان نمى گيرد، چرا كه هر روز در شان و كارى است ، و موضوع تازه اى مى آفريند كه هرگز نبوده است.»

2- در حديث ديگرى از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله- مى خوانيم كه در تفسير آيه ی (کل یوم هو فی شأن) فرمود: من شأنه أن يغفر ذنباً، و يفرج كرباً و يرفع قوماً، و يضع آخرين: «از كارهاى او اين است كه گناهى را مى بخشد، و ناراحتى و رنجى را برطرف مى سازد، گروهى را بالا مى برد، و گروه ديگرى را پایين مى آورد.»

«اقتباس ازتفسير نمونه جلد 23 صفحه ی137»

نوآوری امام زمان-عجل الله فرجه-

همان گونه که عرض شد، در عصر امام زمان- عجل الله فرجه- نوآوری و شکوفایی به معنای کامل و جامع خود محقق خواهد شد.در تفسیر آیه ی شریفه که می فرماید: الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّهُمْ فى الاَرْضِ أَقَامُوا الصلَوةَ وَ ءَاتَوُا الزَّكوةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَ للَّهِ عَقِبَةُ الاُمُورِ «حج(22)41» : ياران خدا كسانى هستند كه هر گاه در زمين به آن ها قدرت بخشيديم نماز را بر پا مى دارند و زكات را ادا مى كنند و امر به معروف و نهى از منكر مى نمايند و پايان همه كارها از آن خدا است .درحديثى از امام باقر - عليه السلام-  مى خوانيم كه در تفسير آيه ی فوق فرمودند: اين آيه تا آخر از آن «آل محمد و مهدى و ياران او» است. خداوند شرق و غرب زمين را در سيطره ی حكومت آن ها قرار مى دهد، آیينش را آشكار مى سازد، و به وسيله ی مهدى- عليه السلام-  و يارانش ، بدعت و باطل را نابود مى كند آن چنان كه تبهكاران حق را نابود كرده بودند، و آن چنان مى شود كه بر صفحه ی زمين ، اثرى از ظلم ديده نمى شود (چرا كه ) آن ها امر به معروف و نهى از منكر مى كنند.«تفسير نمونه جلد 14صفحه ی121»

آری، طبق این روایت، قبل از ظهور امام زمان- عجل الله فرجه- نه خبری از نماز واقعی است، نه از پرداخت زکات ونه امر به معروف ونهی از منکر به معنای واقعی کلمه. به طور کلی احکام خداوند متعال در آن زمان تعطیل شده اند که آن حضرت آن ها را احیا می کنند.

در ذیل آیه ی شریفه:اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يحْىِ الاَرْض بَعْدَ مَوْتهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الاَيَتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ «حدید(57)17»: بدانيد خداوند زمين را بعد از مرگ آن زنده مى كند، ما آيات (خود) را براى شما بيان كرديم شايد انديشه كنيد. در حديثى از امام باقر- عليه السلام- مى خوانيم كه در تفسيراین آیه فرمودند: يحيى الله تعالى بالقائم بعد موتها، يعنى بموتها كفر اهلها، و الكافر ميت! : خداوند زمين را به وسيله ی حضرت مهدى- عليه السلام -  زنده مى كند بعد از آن كه مرده باشد، و منظور از مردن زمين كفر اهل آن است و كافر مرده است! «تفسير نمونه جلد23صفحه ی343»

از این روایت که از پیامبرعظم الشان اسلام– صلی الله علیه وآله- نقل شده که آن حضرت در باره ی امام زمان– عجل الله فرجه- فرمودند: لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج رجلاً من أهل بیتی یملأ الأرض عدلا ًو قسطاً کما ملئت ظلماً وجورا«بحار الانوارج51 ص74»: اگر از عمر زمین غیر از یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولانی می کند تا بیرون آورد مردی از اهل بیت مرا که زمین را از قسط و عدل پرمی کند بعد از آن که از ظلم وجور پرشده است ، می توان فهمید که اولاً ظهور وقیام آن حضرت از مسلمات است و ثانیاً ایشان با پیاده کردن عدل و داد خویش بر روی زمین به نوآوری وشکوفایی می پردازند. 

نوآوری انقلاب اسلامی

مردم مسلمان ایران با نوآوری بزرگ خود در عرصه ی بین المللی و نشان دادن نظامی مستقل از ابرقدرت های شرق وغرب و نفی سلطه گری وسلطه پذیری، طرحی نو را به جهانیان عرضه نمود. مقام معظم رهبری در سخنرانی مهم خود در اولین روز سال1387در صحن جامع رضوی در کنار بارگاه ملکوتی امام هشتم؛ علی بن موسی الرضا- عليه السلام- فرمودند: «پیروزی انقلاب اسلامی خط کشی باطلی را که سال های متمادی در جهان وجود داشت و کشورها را به دو دسته ی سلطه گر و سلطه پذیر تقسیم می کرد، در هم شکست و نظام جمهوری اسلامی ایران صراحتاً اعلام کرد با سلطه گری مخالف است و هرگز نیز سلطه گری نخواهد کرد.»

نوآوریِ ممنوع

گرچه نوآوری شامل همه ی عرصه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... می شود، اما باید یادآوری شود که اگر همین نوآوری وارد عرصه ی دین واحکام ثابت الهی قرار بگیرد، شکل بدعت را به خود گرفته و ممنوع می باشد که باید از آن پرهیز نمود.

آری ، اجتهاد در برابر نص و دادن رای در جایی که از جانب شارع مقدس نظری بیان شده هرگز از مصادیق نوآوری نمی باشد.

دلیل این امر این است که خداوند، حکیم وعالم به همه ی امور، ظرایف، لطایف ودقایق است و همه ی نیازها و احتیاجات بشر و تمام مخلوقات خویش را در کتاب آسمانی خویش و از زبان پیامبران وامامان معصوم بیان نموده است ودیگر جایی برای دخل وتصرف بشر با عقل ناقص خود در برابر اوامر ودستوراتش باقی نمی ماند تا انسان بیاید آن را با ابتکار خود کامل گرداند.

ین امر نه تنها برای ما انسان ها ممنوع است که حتی پیامبران وامامان نیز نمی توانند در برابر اوامر و دستورات الهی از خود رای و نظر داشته باشند.

به عنوان نمونه در قرآن، خداوند منعال به پیامبر خویش– صلی الله علیه وآله- می فرماید: به کافران بگو: إن أتّبع إلّا ما یوحی إلیّ«احقاف(46)9»: تنها از آن چه بر من وحی می شود، پیروی می کنم.

مهدی شیخ الاسلامی 9/2/1387

نقل مطالب فوق بدون ذکر منبع شرعاً جایز نمی باشد.