بسم الله الرحمن الرحیم

بی شک شیرین ترین لحظه برای هر بنده ، ایستادن ، ادای احترام وکرنش در برابر پروردگار خویش می باشد، اما سوال این جاست که چرا عده ای از مومنان و مسلمانان از این عبادات لذت نمی برند؟
مگر همه ی پیامبران، امامان و اولیای الهی چنین نبوده و نیستند که از خلوت کردن با خدای خویش لذت می برده و می برند؟ به طور مثال امیرمومنان؛ علی- علیه السلام- هنگام نماز چنان غرق در صفات جلال و جمال خدا و راز و نیاز با معشوق خویش بودند که تیری را که در غزوه ی احد به پای مبارکشان فرو رفته بود و بیرون کشیدن آن درحال عادی مشکل بود، به دستور پیامبر- صلی الله علیه وآله وسلم- در حال نماز از پای آن حضرت در آوردند و بعد از نماز فرمودند: من متوجه بیرون آوردن تیر در حال نماز نشدم! « پیام امام-ج1- ص280»
در این مقاله در صدد تحلیل و ریشه یابی این موضوع می باشیم تا در حد دانش اندک خویش بعضی از دلایل و رموز سستی در عبادات را بررسی نماییم.
طبق آموزه های دینی، سستی در عبادات می تواند معلول عوامل و اسباب متعددی باشد که ذیلاً به برخی از آن ها اشاره می شود:
1. تنبلی وراحت طلبی
انسان طبعا میل به رفاه و راحتی دارد واز هر عملی که دارای زحمت و رنج باشد گریزان است. شیطان نیز با بی حاصل دانستن عبادات انسان را از انجام آن ها باز می دارد؛ زیرا تکلیف که از ماده ی کلفت به معنای رنج و زحمت می باشد و چنان که از نامش بر می آید، دارای بار مشقت و سختی است، لذا ممکن است افراد ضعیف الاراده ، تنبل و سست عنصرحتی با تشکیک در اصل توحید و اصول دین از زیر آن شانه خالی کنند.
در قرآن کریم می خوانیم:
بَلْ يُرِيدُ الانسنُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ يَسئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَمَةِ. «قیامة(75)5و6»
ترجمه:(انسان در معاد ، قدرت خداوند بر جمع کردن استخوان ها و زنده کردن مردگان شك ندارد) بلكه او مى خواهد (آزاد باشد و) مادام العمر گناه كند (لذا) مى پرسد قيامت كى خواهد آمد.
بنابراین یکی از علل مادی گری و انکار مبدأ و معاد در عصر حاضر، کسب آزادی برای «فسق وفجور» ، گریز از مسئولیت ها و شکستن هرگونه قانون الهی است، وگرنه دلایل مبدأ و معاد آشکار است.
ذکر این نکته نیز لازم است که سوال آن ها از وقت بر پا شدن قیامت به این معنا نیست که این افراد ، اصل آن را قبول داشتند و از وقت آن سوال می کردند، بلکه این سوال مقدمه ای بوده برای انکار اصل قیامت. درست مثل این که کسی می گوید:« فلان شخص از سفر می آید» و هنگامی که طول کشید نیامد شخصی که منکر آمده مسافر است می گوید:« پس این مسافر کی می آید» که این سوال به معنای نفی آمدن مسافر است.«اقتباس از تفسیر نمونه- ج25- ص277»
رسول گرامی اسلام- صلی الله علیه وآله وسلم- به علی- علیه السلام- می فرماید:
إیاک وخصلتین؛ الضجرة والکسل؛ فإنک إن ضجرت لم تصبر علی الحق، وإن کسلت لم تود حقاً.«ترجمه ی میزان الحکمة- باب3448- حدیث17663»
ترجمه: ای علی!... از دو خصلت بپرهیز؛ بی حوصلگی و تنبلی، زیرا اگر بی حوصله باشی، بر حق شکیبایی نکنی واگر تنبل باشی، حقی را ادا نخواهی کرد.
برای مبارزه با تنبلی، سستی، بی حوصلگی، باید با تقویت اراده و مبارزه ی بی امان با نفس، در برابر این صفت نکوهیده ایستاد و با برنامه ریزی و پرکردن اوقات فراغت ، اجازه ندهیم که چنین بیماری مهلکی سراغ ما بیاید.
2. گناه وعصیان
از دیگر علل محرومیت از عبادات ، گناه و نافرمانی الهی است. همه می دانیم که طبق آیات قرآن، نماز انسان را از زشتی ها و منکرات باز می دارد.«عنکبوت(29)45»
همان گونه که نماز تاثیر مستقیمی بر ترک گناه دارد ، گناه نیز رابطه ی مستقیمی با سلب توفیق از انسان دارد. زیرا گناه نیز بسیار سریع توفیق عبادت و بندگی را از انسان سلب می نماید.
لذا در روایتی می خوانیم که مردی به امیرمومنان؛ علی- علیه السلام- عرض کرد:
من از نماز شب محروم شده ام. فرمودند: تو مردی هستی که گناهانت تو را به بند کشیده است.«ترجمه ی میزان الحکمة- باب2315- حدیث10766»
هم چنین امام صادق- علیه السلام- فرمودند: آدمی گناه می کند و بدان سبب از نماز شب محروم می شود، تاثیر کار بد در صاحب آن سریع تر از تاثیر کارد در گوشت است.«ترجمه ی میزان الحکمة- باب2315- حدیث10767»
و چه زیان بزرگی است که انسان از نماز شب که همه ی سعادت ها از خواندن آن نصیب انسان می شود، بی بهره بماند و توفیق آن به دستش نیاید؛ همان چیزی که حافظ از آن تعبیر به تمام گنج های سعادت می نماید و می گوید:
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
و آن حضرت فرمودند: آدمی دروغی می گوید و به سبب آن از نماز شب محروم می شود.«ترجمه ی میزان الحکمة- باب2315- حدیث10768»
و امیرمومنان؛ علی- علیه السلام- می فرمایند: چگونه لذت عبادت را بچشد، کسی که از هوی و هوس باز نمی ایستد؟«ترجمه ی میزان الحکمة- باب2504- حدیث11715»
در یک مثال ساده می توان گفت که چشیدن لذت مناجات و توفیق عبادت وبندگی را یافتن ، راه یافتن به اندرونی پروردگار متعال ومقرب درگاه او شدن است، حال چه گونه شخص معصیت کار وکسی که بنای نافرمانی امر خدای خویش را دارد، توقع دارد خداوند- علی اعلا- او را به اندرونی خویش راه دهد و او را نزد خود بپذیرد و از خوان نعمت خویش بهره مندش سازد؟!
به درون کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟!
3. دل بستگی به دنیا
از دیگر عوامل لذت نبردن از عبادات وسستی وکاهلی در آن، دل بستگی به دنیاست. این حقیقت در روایت زیر با بیانی شیرین اظهار شده است:
حضرت مسیح- علیه السلام- فرمود: حقیقتی را به شما بگویم: همان گونه که شخص بیمار به خوراک خوب و خوش مزه می نگرد اما به سبب درد شدیدی که دارد از آن لذتی نمی برد، دنیا دار نیز با وجود علاقه ی به مال، از عبادت لذت نمی برد و طعم شیرین آن را نمی چشد.«ترجمه ی میزان الحکمة- باب2504- حدیث11716»
هم چنین در خبرهای حضرت داود- علیه السلام- آمده است که[خداوند متعال به ایشان فرمود:] دوستان مرا چه به غم دنیا خوردن؟غم دنیا شیرینی مناجات را از دل هایشان می برد. ای داود! من دوست دارم که دوستان من روحانی باشند وغم دنیا را به خود راه ندهند.«ترجمه ی میزان الحکمة- باب2504- حدیث11718»
اگر عالم شیفته و دل بسته ی به دنیا باشد، دیگر نمی تواند راهنما و مرشد دیگران باشد، بلکه راه زن خواهد بود وکم ترین مجازات دنیوی برای چنین عالمی ، لذت نبردن از شیرینی عبادت و مناجات با پروردگار می باشد.
امام صادق- علیه السلام- فرمودند: هرگاه عالمی را دیدید که دل بسته ی به دنیا است ، پس او را نسبت به دینتان متهم کنید؛ زیرا هرکسی به دنبال همان چیزی است که دوست دارد. پیامبر اکرم- صلی الله علیه وآله وسلم- فرمودند: خداوند به داود- علیه السلام- وحی نمودکه ای داود! بین من و خودت عالم شیفته ی دنیا را واسطه قرار نده [ ونخواسته باش که از طریق او به من برسی] ، که او مانع تو از راه محبت من خواهد بود؛ زیرا آنان راه زنان بندگان من که می خواهند به سوی من بیایند هستند. همانا کم ترین کاری که با آنان می کنم آن است که شیرینی مناجاتم را از دل هایشان جدا می کنم.«الکافی – ج1 – ص46»
4. زیاده روی در خوردن وآشامیدن
از دیگر دلایل سستی در عبادت ، آب و غذای زیاد خوردن؛ یعنی پرخوری و پرنوشی است که باعث پرخوابی و سنگینی در عبادت می شوند.
امام صادق- علیه السلام- می فرمایند: و کثرة النوم یتولد من کثرة الشراب، وکثرة الشراب یتولد من کثرة الشبع و هما یثّقلان النفس عن الطاعة، ویقسیان القلب عن التفکر والخشوع.«بحارالانوار-ج76- ص189»
ترجمه: خواب زیاد معلول زیاد آب خوردن است و زیاد نوشیدن آب بر اثر پرخوری است که این دو(پرخوری و پرنوشی) باعث سنگین شدن نفس از عبادت و نیز موجب سنگینی قلب از تفکر و خشوع در برابر پروردگار می گردند.
5. مغرور شدن به عبادت
آن چه تا کنون به عنوان عوامل سستی وکاهلی در انجام عبادت بیان گردید، همه جنبه ی منفی داشت، اما ممکن است شخصی براثر ابتلا به بیماری عجب( خود بزرگ بینی)، توفیق برخی از عبادات از وی سلب گرددکه جنبه ی اثباتی و تربیتی دارد.
در حدیثی از پیامبر اکرم- صلی الله علیه وآله وسلم- می خوانیم که آن حضرت فرمودند: (خداوند عزوجل فرمود:) گاه باشد که یکی از بندگان مومن من ، در عبادت من می کوشد و از بستر خود برمی خیزد و بالین خود را رها می کند و شب ها به عبادت من می پردازد و در راه بندگی من خود را به رنج می افکند، اما من از روی لطف و محبت به او و برای حفظ جانش یکی دو شب چرت را بر وی مسلط می کنم و او می خوابد و صبح برمی خیزد و نمازش را می خواند در حالی که از نفس خود در خشم است و آن را سرزنش می کند. اگر رهایش کنم تا هم چنان به عبادت من ادامه دهد، دچار خودپسندی می گردد و خودپسندی موجب می شود تا به کارهایش مغرور گردد و از همین جا آن چه مایه ی هلاکت اوست به وی در رسد ؛ زیرا به اعمال خویش مغرور می گردد و چندان از خود راضی می گردد که گمان می برد که از همه ی عبادت پیشگان برتر است، و در عبادتش مرز تقصیر را پشت سر گذاشته است. در این هنگام از من دور می گردد در حالی که خیال می کند به من نزدیک می شود.«ترجمه ی میزان الحکمة – ج7- باب2316- حدیث10769»
در این تحقیق مختصر به پنج مورد از عوامل موثر در سستی در عبادات اشاره شد. در صورتی که این موانع از سر راه برداشته شوند، انسان نه تنها از خلوت کردن با خدا و عبادت خسته نمی گردد ، بلکه از آن لذت برده و در انتظار زمان ملاقات ودیدار با پروردگار خویش است. اللهم ارزقنا و إیاکم.
والسلام
مهدی شیخ الاسلامی17/2/1387
